پايان د�تر شهردل
(هيچ طلوعی ما را در همان جايي نخواهد يا�ت که غروب از ما جدا شده است)
شنبه 16 �روردين 1382 شمسی مطابق با 5 آپريل 2003 ميلادی
مدت تقريبا طولانی هست که دارم مينويسم .... ولی برای کی ؟؟ برای چی ؟؟
ديگه نمی خوام بنويسم .... البته شايد زمانی جای ديگه Ùˆ با اسمی ديگه نوشتم ولی ديگه اينجا رو نمي خوام پابليش کنم ... تو اين مدت دوستای خوبی پيدا کردم Ùˆ Ú†Ù‡ بسا دوستانی هم خودشون رو خراب کردن ولی Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„Ù… Ú©Ù‡ در پايان داستان دست همه رو شد ...
در اينجا جا داره از دو ن�ر که تو دوست يابی خيلی کمکم کردن تشکر کنم ....
ميترا و
اردلان متشکرم !!!!
جای گلایه Ùˆ امثالهم نیست. چرا Ú©Ù‡ طبیعت هر اتÙ�اقی به سیر Ù…ØØªÙˆÙ… خویش پیش Ù…ÛŒ رود Ùˆ چون نازکی خیال نابرده رنجان چاره عالم نیست، همان به Ú©Ù‡ مرگ یک بار Ùˆ شیون هم یک بار!
مرده شوی این جماعت وبلاگ نویسان متعÙ�Ù† Ùˆ بی عرضه را ببرد Ú©Ù‡ وبلاگستان را هم مبدل به همان چت روم های دوست دختر یابی ( یا بالعکس ) کرده اند Ùˆ مهم ترین مطلبی Ú©Ù‡ در موÙ�Ù‚ ترین این وبلاگ ها Ù…ÛŒ خوانی، عمل جراجی بینی یا برداشتن ابرو Ùˆ یا خاراندن مقعد مبارک است! ØØ§Ù„ØŒ من به کنار... ولی عجب بساط مزخزÙ�ÛŒ به راه اÙ�تاده! چنین Ù�Ø¶Ø§ØØªÛŒ را شایسته ÛŒ تین ایجرهای خام نسل خودم Ùˆ خبرنگار نمایان ترشیده ÛŒ دم بخت Ù…ÛŒ بینم!!! شاید اگر بلاگر سیÙ�ونی داشت، یکسره چهار تکبیر Ù…ÛŒ زدم Ùˆ Ù…ÛŒ Ú¯Ù�تم: ر ÛŒ د Ù… به این وبلاگستان متعÙ�Ù† !!!!
باد به من ميگويد Ú©Ù‡ بايد بروم ØŒ شتاب من از شتاب باد کمتر است ØŒ اما بايد بروم . روزهای من ميان شما کوتاه بود Ùˆ کوتاه تر سخنانی Ú©Ù‡ با شما Ú¯Ù�تم ! اگر چيزی از باب ØÙ‚يقت Ú¯Ù�ته باشم ØŒ آن ØÙ‚يقت ،خود را در صدای روشن تری نمايان خواهد ساخت ØŒ Ùˆ در سخنی Ú©Ù‡ با انديشه های شما نزديکتر باشد .
به پايان آمد اين دÙ�تر ØÚ©Ø§ÙŠØª همچنان باقيست ......
((تا چندی ديگر ، دَمی بر بال� باد مي آسايم ، و آنگاه زنی ديگر باز مرا باز خواهد زاييد))